اون ی که فکر میکردم دیگه واسه ی همیشه رفته و فراموشم کرده دوباره اومده و میگه که هیچ وقت نه فراموشم کرده نه فراموشم می کنه نه از دوست داشتنش کم شده نه کم میشه ..........وقتی خوب فکر میکنم میبینم واقعاً راست میگه همیشه اون بوده که اومده سراغ مو اون بوده که ولم نکرده ولی من چی همش سازه مخالف زد مو همیشه مسبب جدای مون بودم خدا چه صبری بهش داده با این که این همه بدی بهش کردم و تنهاش گذاشتم بازم تو چشمام نگاه میکنه و با تمام وجود ش میگه که دوستم داره شاید هر کس دیگه ای جای اون بود با این همه بی محلی جا می زدو بی خیال طرف می شد اما اون نه تنها ولم نکرد با منتظر موندن و وفاداریش منو شرمنده ی خودش کرده روم نمیشه که تو چشماش نگاه کنم من واقعاً لیاقت این همه دوست داشتنش و ندارم اون با ارزوی رسیدن به من روزا شو می شمره ولی من پست فطرت ..............نمی دونم اخره این قصه چی میشه ولی اینو میدونم که واسه ی من یه دونست و این که خودمم دوسش دارم و این یه واقعته که هیچ کس نمی تونه جاشو تو دلم بگیره و...............
|